
خرمشهر را خدا آزاد کرد.
حضرت امام خمینی (ره)
...شب گردان های تیپ ۲۷ از دو محور راه افتادند و رفتند.
به محض اینکه دویست ،سیصد متری از خاکریز دور شدند،بر خوردند
به تانک ها و نفر بر های عراقی، که قشنگ موضع گرفته بودند
و آن طور که معلوم بود ،می خواستند صبح سوم خرداد ساعت ۶ پاتک بزنند.
آن شب در شلمچه و خین آتش بازی ای به راه افتاد که خیلی دیدنی بود.
تمام دشت شلمچه از آتش تانک ها و نفر بر های دشمن روشن شده بود.
پست شنود ((قرارگاه عملیاتی نصر ))بعدا به ما گفت که
حتی ((صدام))خودش آمد پشت بی سیم به آنها روحیه دادو
گفت :((شما فردا باید بروید و برسید به خرمشهر.))از این
طرف،اینها که سخت درب و داغان شده بودند،می گفتند:((نمی شود.
تمام آرایش و سازماندهی مان به هم ریخته.))حالا ما در آن لحظات،
اصلا از این مکالمات خبر نداشتیم.درگیری به روز کشید و دیگر بچه ها می رفتند
با نارنجک به این تانک ها حمله میکردند. تانک ها عمدتا از نوع تی-۷۲ بودند
و آر.پی.جی هم به آنها کارگر نبود.برای همین بچه ها دست به نارنجک بردند.
حدود ۷۵ تا از آنها را بچه ها با پرتاب نارنجک به داخلشان منهدم می کردند.
زرهی عراق تار و مار شده بود. از آن طرف ((صدام))پای بیسیم
به اینها می گفت:((لا اقل سعی کنید لشکرهای محاصره شده ما در
خرمشهر را از محاصره ایرانی ها آزاد کنید.))ولی دیگر بی فایده بود.
خرمشهر همان روز آزاد شد. سوم خرداد بود.
نصرت الله کاشانی،مسئول واحد مهندسی تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص)
((نقل از کتاب:به مجنون گفتم با من بمان.))
|
+| نوشته شده توسط
ز.ش در پنجشنبه سوم خرداد 1386
|